نحن ابناء الدليل حيثما مال نميل
     
قدیانی، بی‌ادبی و مرزبندی با بی‌ادب‌ها

برای ما، قدیانی روزی نویسنده‌ای بود که در جبهه‌ی حزب الله به قلم زدن بر ضد دشمن می‌پرداخت. هنوز نیز  گاه، نوشته‌های قدیانی مددرسان جبهه‌ی حزب الله است. اما چندی‌ست که بی‌ادبی و فحاشی، چه در نوشته‌های قدیانی و چه در نوشته‌های سایرینی که در قسمت ِ نظرات مطالب‌ش به نظردهی می‌پردازند، قدیانی را در حاشیه‌ها قرار داده است و گاه ترس ِ آن می‌رود که آبرویی که از حضور در حزب الله کسب شده است، با این بی‌ادبی‌ها، بر باد رود. این متن نیز نه برای قدیانی که برای سایرینی‌ست که در محیط نت قلم می‌زنند نگاشته شده است که قدیانی دیگر گوش ِ شنیدن حرف‌های دیگران را ندارد و برای این نوشته به اندازه‌ی پهن ِ گاو(+) ارزش قائل نیست. در هر حال، قدیانی و روش وی برای ما تجربه‌ای ارزش‌مند باید باشد که از آن باید عبرت گرفت.

***

بی‌ادبی‌های عده‌ای معلوم الحال در وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی، و در رأس ایشان، بی‌ادبی‌های حسین قدیانی در وبلاگ قطعه‌ی ۲۶، که روزی به وجودش افتخار می‌کردیم و اکنون از آن بی‌زاریم، چند روزی‌ست بیش‌تر شده است. بی‌ادبی‌‌هایی که به قصد و نیت و در عین آگاهی صورت می‌گیرد و در پس ِ آن‌ها نیت ِ خیر و انتظار پاداش از خدا وجود دارد!

به حتم، و با نگاهی به تیپ ِ نوشته‌های کسانی چون قدیانی می‌توان به بی‌ادب بودن و گاه فحاش بودن جریانی در نت پی برد که از قلم به عنوان وسیله‌ای برای پس زدن ِ‌ مخالف و دشمن خود، آن هم به هر شیوه‌ای استفاده می‌کنند. کسانی که هدف، وسیله‌شان را توجیه می‌کند و کسانی که برای نظر دیگران، به اندازه‌ی پهن ِ گاو هم ارزش قائل نیستند.(+)

روزهای گذشته مملو بود از حادثه‌ای در نت که در میان جریانی که به عنوان ارزشی و حزب الله مشهور است، رخ داد. مطلبی از دوست ِ بزرگوارم، اسماعیل محمدی در تریبون منتشر شد که در نقد روش و منش ِ قدیانی نگاشته بود. نقدی که با لطف ِ قدیانی و دوستداران ِ بی ادب ِ او، به محاکمه کشیده شده و فحش و ناسزا و تهمت را روانه‌ی تریبون و البته، نویسنده‌ی آن مطلب کرد. پاسخ‌هایی نیز در این بین منتشر شد که اکنون کمی از التهاب آن فرو کاسته است. در هر حال می‌توانید بخش ِ کوچکی از این زد و خوردها را در این لینک‌ها بیابید: + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + و نمونه های دیگر

***

ادب، در سیره و سنت ِ ائمه و در سیره و سنت ِ‌ امام خمینی و رهبری ِ معظم، شاخص ِ مهمی از حق‌گویی و حق‌طلبی‌ست. شخص بی‌ادب کسی‌ست که از روی ناچاری و به خاطر نداشتن منطق و بنیان ِ عقلی و تقوا، دست به دامان تمسخر و بی‌ادبی و فحش و ناسزا می‌شود و سعی می‌کند از هر چه در اطراف خود می‌یابد برای ضربه زدن به دشمن ِ خویش بهره برداری کند. و فحش و ناسزا گفتن، ساده‌ترین و آسان‌ترین راه برای تخلیه‌ی خویش و خالی کردن عصبانیت خود بر سر ِ دشمن است. این بی‌ادبی را نیز می‌توان به بهانه‌ی طنزگویی و طنزنویسی ادامه داد و خود را طنزنویس خواند تا این بی‌ادبی‌ها در هاله‌ی طنز توجیه شود!

***

نگاشتن از این روندها و منش‌ها، تنها در راستای پالایش و دسته‌بندی و شفاف‌ کردن مرز ِ جبهه‌ی حق در برابر باطل است. انتقاد از این بی‌ادبی‌ها، نفی قدیانی یا اشخاص دیگر نیست. بلکه هشداری‌ست به کسانی که ادعای ولایت‌مداری‌شان گوش فلک را کر کرده است و گاه از روی نادانی و ناآگاهی، حرف‌هایی می‌زنند که خارج از منش و روش ولایت است. کسانی که انتقاد دیگران را پهن ِ گاو فرض می‌کنند و منتقدین را با مغالطه، به کسانی تشبیه می‌کنند که دنبال مشهور شدن هستند و برچسب‌هایی چون جلبک و خواص بی بصیرت و قالی‌بافی و غیره را به راحتی بر ایشان می‌زنند. کسانی که زود است از این کارها پشیمان شوند، اگر خدا بر آن‌ها منت گذارد.

***

امیداورم دیگر لازم نباشد به این موضوعات بپردازم که حرف‌های ناگفتنی، خیلی وقت‌ها اگر گفته نشود، بهتر است.


نظرات:

علیرضا کیانی . ۰۵ شهریور ۱۳۸۹

سلام
اومدین وبلاگ بنده رو مزین به نام هابیل کردین ممنون
اما،
این به منزله ناسزا به من بود؟

به نظرم در این میان آقا از همه مظلوم تر است… چرا که هی تو می چسبانی به خودت رفیقت می چسباند به خودش و هر کس دیگری…
کسی که تهی از عقیده باشد خود را به ارزش بزرگان بزرگ می کند

بهتر می بود شما هم به جرگه این کش مکش ها نپیوندید… دعوا خانوادگی بود… رو سیاهی اش می ماند به..؟

میثم رمضانعلی: هر کسی که در نت درگیر بوده است در این کش مکش ها شرکت داشته است و درگیر بوده است. در ضمن دعوای خانواده گی وقتی بچه ی یک خانواده لات و قداره بند می شود و سر ِ کوچه نعره می زند و دهن دره گی می کند خیلی خانواده گی هم نیست. در ضمن اگر خانواده گی هم باشد به اعضای خانواده مربوط می شود و برای همین است که ناچار از نوشتن شدم. وگرنه ما را چه به نگاشتن از این همه بی ادب و ارزشی نما و حزب اللهی نما.
در ضمن ناسزایی در کار نبوده است و چون نگاشته بودید لینک دادم


رهگذر . ۰۵ شهریور ۱۳۸۹

چه جالب…

این روند داره همه گیر میشه. قدیانی رو بکوبیم و دیده بشیم… افسوس

میثم رمضانعلی: شما هم مخاطب خاص این متن هستی. متن رو سعی کن بارها و بارها بخونی…


علیرضا کیانی . ۰۵ شهریور ۱۳۸۹

سلام با ادب
یادت رفت سلام جواب داره
تاییدت کو؟


محمدصالح . ۰۶ شهریور ۱۳۸۹

دست مریزاد داداش.

* * *

منم لینک کن خب :)

میثم رمضانعلی: چشم داداش. دی‌شب دایال آپ بودم و نشد


makatib . ۰۶ شهریور ۱۳۸۹

راه “امام” و راه “آقا” همان راه روشن اسلام است. و هر عمل و کردار مخالف اسلام و شرع و اخلاق در حقیقت مخالف انقلاب و رهبری است.
قدیانی از همان اول ظرفیت آن همه بزرگنمایی توهم گونه از جانب برادران ارزشی رو نداشت ولی چه کنیم که جو زدگی و احساسی عمل کردن جزئی تفکیک ناپذیر از ملت ایران است.
البته همین بیداری دیرهنگام از جانب شما و دیگر دوستان جای تقدیر دارد.
در میان دردمندان انقلابی و پیرو رهبری در فضای مجازی به قدر کافی انسان دانا و توانا هست که نیازی به این گونه بی اخلاق ها نباشد


محمدصالح . ۰۶ شهریور ۱۳۸۹

اینها هم نوشته های خوبی هستند:
http://www.teribon.org/archives/19325
———
http://www.teribon.org/archives/19398


سیدنیما . ۰۶ شهریور ۱۳۸۹

سلام
خب کسی که دم از ادب میزنه هیچ وقت تحت هیچ
عنوان حتی نقل قول هم نمیاد بچه بسیجی ها رو به سگ تشبیه کنه . :(
قدیانی را هم خودتون زیادی بزرگش کردین واسه خودتون ………….
والسلام


مرتضی عارف . ۰۶ شهریور ۱۳۸۹

سلام علیکم
این جریان کفیست بر آب. بزرگترش نکنید


فرزند روح ا...(وحید اشتری) . ۰۷ شهریور ۱۳۸۹

به نظرم حسین قدیانی آنقدر بزرگ هست که عده ای با انتقاد کردن به وی احساس بزرگی بهشان دست بدهد!
بالاخره کوتوله بودن هم بد دردی است!

میثم رمضانعلی: برای فرار از پاسخ دادن به بی ادبی ها بهترین و ساده ترین کار همین کاری هست که شمامی کنید. یعنی متهم کردن ِ طرف مون به حسادت. چون راهی برای توجیه ِ بی ادبی نیست اتهام زدن رو پیشه می کنید. با ادب بودن این قدر کار ِ سختی هم نیست. یه مقداری تقوا می خواد و عقل!


روانشناس . ۰۷ شهریور ۱۳۸۹

سلام.
دست خوش اخوی.
خیلی جالبه که عده ای به بهانه بچه پایین شهر بودن به همه بچه های با صفای پایین شهر بی احترامی می کنند و به بهانه دفاع از خود با سنگر گرفتن پشت ولی که باید کیسه شنش باشیم و یاشن و فدائیش،سعی می کنن بی ادبی و فحش ناموسی و ناسزا را نهادبنه کنند.
واقعا آقامون مظلومه…


مهدیار . ۰۷ شهریور ۱۳۸۹

از جایی که خیلی حال میکنم باحاش و میخندم همیشه که میخونم .. اینه که نوشتن دوستان اینجا تو وب خود قدیانی هم هست .. که اسم قدیانی رو بنویسید وبلاگتون پر بازدید بشه … آقای قدیانی نمیدونه که وقتی وبلاگا از دو سه هزار تا بازدید میره بالاتر معمولا میزان بازدید رو برمیدارن یا نهایتا آنلاین ها رو میزنن .. ایشون چون سن وبلاگیشون به چند ماه نمیرسه شاید باید براشون توضیح داده بشه ..


مهند حامد . ۰۷ شهریور ۱۳۸۹

سلام علیکم برادر

حسین قدیانی از اول سبک نوشتنش همینطور بود.
واقعا اینطور رسانه ای کردن این بحث خیلی خیلی مسخره ، خجالت داره و بنده برای شما و دوستان منتقد آرزو میکنم بصیرت بیشتری کسب کنید، تا اینطور بهانه دست دشمن ندید و ما رو دشمن شاد نکنید.

خیلی از کسانی که به حسین قدیانی اعتراض و انتقاد میکنند (بلا نسبت شما) از روی حسد و حسودی است ولی متوجه نیستند که الحسود لا یسود.

میثم رمضانعلی: البته بلا نسبت ِ شما، این نیت خوانی‌ها و برچسب ِ حسد و حسودی یه جور مغالطه ست که برای فرار از پاسخ‌گویی به اشتباهات هست.


مسعود رضا . ۰۸ شهریور ۱۳۸۹

حقیقت اینکه بخواهید یا نخواهید امثال شما بلاگرهای ارزشی به قلم قدیانی مدیون هستید چه اگر امثال قلم قدیانی نبود هنوز هم در موضع انفعال بودید .

کدام یک از شما بلاگرهای وبلاگستان فارسی جرات داشت اینطور به غول هزار سر فتنه بتازد بعد هم با افتخار بگوید این منم این عکسم این ادرسم …

ادبیات قدیانی تهاجم را به شما یاد داد و البته ادب را برای کسی خرج میکنند که ادب نگه دارد …

نه برای بالاترین فحاش نه برای سران فتنه و خائنین انطرف ابی .

نقد اسماعیل محمدی هر چه بود بی طرفانه و موادبانه نبود …باز هم میگویم ادب را برای کسی خرج میکنند که ادب نگه دارد …

حالا بگرد و پیدا کن دشمن شاد کن را.

میثم رمضانعلی: بحث مدیون بودن و این ها نیست. مسئله خیلی روشن و البته خیلی ساده‌ست. این‌که قدیانی در متن‌های‌ش و در روندی که داره ، بی‌ادب هست و جریان ِ رسمی و سازمان‌دهی شده‌ای نیز هستند که این منش رو قبول دارند و ترویج می‌کنند. سعی کن این مسئله‌ی ساده را با مغالطه مغشوش نکنی


خادم المولا . ۰۸ شهریور ۱۳۸۹

سلام
اثرات مطلبتونو دیدین یا حرفه ای ها فقط مینویسند و به قبل وبعدش کار ندارند
به کامنت هایی که برات گذاشتن سر زدی
(((((((((((اینها اگر قدرت بگیرند ۱۰ سال دیگر رحم به هیچکداممان نخواهند کرد…
این خط ، این نشان)))))))
این یه نمونشه
حسادت باعث شد که حسن بن علی (ع) کنار قبر جدش نباشه و …
حسادت جمل به راه میندازه
توکه ادعا میکنی حرفه ای هستی و بلاگری این پیش ما پشیزی نمی ارزه اگر بنا بر حرفه ای بودنه bbc از تو خیلی حرفه ای تره
در ضمن ما افتخارمون اینه که اراجیف امثال بی بصیرت مثل شما رو جواب بدیم که فردا نشین ابن ملجم و عمر سعد
مومن رهبر رهبر میکنی دهنت نچاد؟ اسم آقا بزرگتر از اوونه که تو بخای با کوبیدن فرزندانش ازش دم بزنی
داستان خوارج و جای مهر رو پیشونیشونو دوباره شاید هم برای دفعه اول بخون آقای تجربه
مردشور تجربه ای که آخرش دشمنو شاد کنه
من این کامنتو ننوشتم به امید اینکه بذاری رو وب ولی مرد باش و مردونه بخونش
بذار بقیه هم بدونن چی گفتم که حداقل انتقادپذیری که براش تو جبهه دشمن سینه زدی دیده بشه چقدر بهش اعتقاد داری
افتخار من اینه که اگر بالاترینم بالاترین نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم که دست خدا بالای سرماست
نه بالاترین نوکر نوکر نوکر نوکر دشمن خدا
بالاترین ماییم اونا فقط اسمشو دارن ضرار هم مسجد بود
مواظب باش کجا نماز میخونی
یا علی


خادم المولا . ۰۸ شهریور ۱۳۸۹

حسین و من و امثال ما که حالمون معلومه دیونه ایم شما هستین که مدام حالی به حالی میشین و ایزی لایف لازم!!!!!!!

میثم رمضانعلی: ایزی لایف لازم گفتن تون هم در سری بی ادبی های قدیانی ست. شما بیش تر از نقد احتیاج به استاد اخلاق دارید


سید_ترین . ۰۸ شهریور ۱۳۸۹

سلام
من یکی از شاگردان کلاسی هستم که آقای قدیانی خودش رو مبصر اون معرفی کرده ولی نمیدونم چرا این مبصر میخواهد با مقایسه خود(در لفافه)با دبیر کلاس(شهید آوینی)خودش را به دیگران اثبات کند
چون فقط دوتا لوح تقدیر از مدیرپایه اش گرفته؟
اطرافیانش انقدر بادش کرده اند که در حال ترکیدن است
جناب اسماعیل محمدی واقعا خیلی مهربانانه ایشان را به نقد گرفتن
من خودم بامطالعه این جریانها تا حدودی با هابیل موافقم
“الـلـه علیـــــــــــم بـذات صـــدور”


زهرا . ۱۰ شهریور ۱۳۸۹

دوست عزیز چرا ساکتی؟فقط موقع گلایه از قدیانی نطقت برا نوشتن مقاله باز میشه؟این روزا اخبارو پیگیری کردی ؟ شنیدی بنیاد شهید عنوان شهیدم دزدیده؟شنیدی دارند خیابون به نامشون می کنند ؟هیچ می دونی یعنی چه یعنی تف کردن و لگد پرانی به اعتقادات ما و مسخره کردن خانواده شهدا غیرتتون کجا رفته بسیجی؟تورو قسمت میدم به جان اول شهید مظلوم ساکت نشینید تو رو به جان مادر سادات کوتاه نیاید الان وقت مدارا و سکوت نیست به جان علی اکبر امام حسین نیست یه یا علی بگید ترو امام زمان بشکنید این سکوت تلخ رو

میثم رمضانعلی: مسئله خیلی ساده ست. قدیانی به استفاده از عبارات و اصطلاحات بی ادبانه، به دیگران می پره. مسئله دقیقا در این بی ادبی کردن هاست. تف ِ سر بالا هم نیست. کمک کردن برای این است که جریان انقلاب به قدیان تاسی نکنه و بی ادب نشود


مسعود رضا . ۱۰ شهریور ۱۳۸۹

بله بحث سر اینه که چرا همه با هم و به یک باره منتقد قدیانی شدند و نه نقد که کمر همت به تخریب قدیانی برداشتند . خودمانیم مغالطه نکن ….
این تخریب های همزمان بیشتر به کار سازمان دهی شده شباهت داره تا نوشته های قدیانی

میثم رمضانعلی: خوب این که همه به این حد روشن شدن و دارن نقد می کنن خیلی خوبه. سازمان دهی شده هم نیست. یعنی مراکز ِ رسمی ای که قدیانی رو ساپورت کردن و یمی کنن و یه سری آدم رو برای کامنت گذاری و تروجی قدیانی سر ِ کار گذاشتند و پول به شون می دن، هیچ وقت از منتقدان قدیانی حمایت نمی کنه. لازم نیست از جواب دادن به نقد فرار کنی و مغالطه کنی. نقد رو ج.اب بده. بی ادبی ها و استفاده از الفاظ بی ادبیان هی قدیانی رو سعی کن تطهیر کنی اخوی


زهرا . ۱۰ شهریور ۱۳۸۹

منظور من از تف سر بالا نقد قدیانی نبود دوست عزیز کامنت من را یک بار دیگه با دقت بخون منظور من جعل نام شهید و سکوت شما دوستان و وبلاگ نویسان ارزشی است امیدوارم از اینکه گفتی مسئله ساده است منظورت از سادگی ،جعل نام شهید نباشد!!!!!!!


ص . ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

من شما را نمی شناسم. اما از نوشته تان معلوم می شود که برای آبروی حزب الله نگرانید.
البته کامنت گذاران مخالف شما را هم نمی شناسم. اما از نوشته شان معلوم است که اهمیتی برای آبروی حزب الله و اصول اساسی تبلیغ قایل نیستند.
راستی! چه چیزی اثبات می کند که این کامنت گذاران واقعا حزب اللهی هستند و حقوق بگیر اجنبی نیستند؟

میثم رمضانعلی: هیچ چیزی هیچ چیزی را اثبات نمی کند خب


علی . ۱۷ شهریور ۱۳۸۹

متاسفانه جریان اجیر و قلم به مزد از جانب آقای طلایی و قالیباف خود شما و دوستان تریبونی هستید. الیته اگر لازم باشد اسناد دریافت هایتان هم روی نت خواهد امد.پس بهتر است خیلی ژست ادب و استقلال نگیرید. قدیانی هم متاسفانه یا خوشبختانه جریان حزب اللهی نت را به دست گرفت و یک شبه راه صد شبه محافظه کارانه شما را طی کرد و به یک جریان تبدیل شد. راستی سلام علیک اوستای شما جناب دکتر قالیباف با خاتمی ملعون را دیدید. این همان خط ادب مورد نظر شماست.

میثم رمضانعلی: تهمت زدن کار ِ خیلی ساده‌ای هست. انتساب ِ بنده به قالی‌باف و مسائلی مثل ِ این چیزی نیست که بتونید اثبات‌ش کنید. معذرت خواهی کنید وگرنه در پیش‌گاه ِ الهی مسئولید و طعم ِ این تهمت‌تون رو خداوند، هم در این دنیا و هم در اون دنیا به‌تون می‌چشونه. لازم نیست برای پاک کردن ِ بی‌ادبی‌های قدیانی که خیلی‌ها به‌ش ازعان دارند، بیایید و نحوه‌ی دیگه‌ای از بی‌ادبی رو در قالب تهمت زدن به بنده ترویج کنید. دو روزی از رمضان باقی‌ست. فرصت ِ خوبی برای توبه باقی‌ست هنوز


محمد حسین حیدری . ۲۶ شهریور ۱۳۸۹

اخوی اگه نگم حسودی دربهترین حالت انسان بی بصیرتی هستی که قدرت اولویت بندی مسائل را نداری
میثم رمضانعلی: نه خب! شما راحت باش. بگو اصلا بنده حسودم. بی‌بصیرت و یه سری فحش و دری وری ِ دیگه. اولویت بندی هم کردیم خب. توی این همه پست، یکی هم از بی ادبی‌های قدیانی نوشتیم. منکرش که نبودی، چون نمی‌تونی دلیلی براش بیاری. شما هم زحمت بکش یه مقداری دور و برت رو نیگا کن و ببین همین پلاکفایی که توش عضوی سر ِ چه دروغ و دغل‌های درست شد


هابـیـل » مزخرفاتی در مورد ِ خانواده ی از دست رفته های سال ِ فتنه . ۱۲ مهر ۱۳۸۹

[...] حکایت ِ خانواده ی این رفته ها و کشته ها و شهدا، حکایت ِ بی تدبیری ِ ماست. حکایت ِ شعور ِ رسانه ای ماست. حکایت ِ فهم ِ حضرات ِ مسئولین از برخورد با این اتفاق ها و پدیده هاست. حکایت ِ موضوع شناسی و زمان شناسی ِ من و توی ِ وبلاگ نویس است که یا مشغول ِ لاس زدن توی شبکه های اجتماعی هستیم، یا بعد از آروغ ِ شبانه مان، روشن فکرمآبانه دست به قلم می بریم و روایت ِ فوکووار و دریداوار و غیره مان را از زندگی ِ شهری و مشکلات ِ سیاسی و حزبی می نویسیم و آب و تاب می دهیم و می فرستیم روی ِ وبلاگ مان و منتظر می شویم به به و چه چه ِ دیگران را بشنویم. گاه هم دست به قلم می بریم و دیگران را نجس العین و زنازاده و حرام خوار و ضد نظام و غیره می کنیم و عکس ِ لب گرفتن مان را از فلان نماد ِ جنگ می زنیم صفحه ی اول ِ وبلاگ مان و دیگران را پهن هم فرض نمی کنیم.(این جا) [...]


حق جو . ۲۴ مهر ۱۳۸۹

انتقاد کردن از قدیانی فی نفسه کار بدی نیست؛ اما مستدل تر و مستندتر. شما از بالاترین چه می‌دانید؟ قدیانی با همه ضعفهایش در ایام فتنه کارنامه خوبی به جا گذاشت. دیکته ننوشته غلط ندارد. رفقا اینقدر بحث کوتوله و بلندقد نکنید. واقعا این طوری مشکل حل نمی‌شود

میثم رمضانعلی: من چندین سال هست که توی بالاترین یوزر دارم و خب یه دوره ای هم فعال بودم و می دونم بالاترین چه جوریه. مطلب هم نقد ِ کارنامه‌ی قدیانی در زمان ِ فتنه نبود که البته می دونید که قدیانی قبل از نه ِ دی وبلاگ نداشت و خیلی ها معتقدند که نه ِ دی پایان فتنه بود و الخ. مطلب، نقد ِ استفاده از الفاظ، جملات و عباراتی ست که بی ادبانه و به دور از ادب هست. همین طور در کامنت‌دونی‌های قدیانی شما می تونید همه جور فحش و جفنگی پیدا کنید؛ اگر هنوز پاک نشده باشه. یک بار پنج نمونه ش رو گذاشتم روی وب‌لاگ که ملت ببینن.


جای خالی یک نفر که دیگر نیست! | زهرا . ۲۶ مهر ۱۳۸۹

[...] حکایت ِ خانواده ی این رفته‌ها و کشته‌ها و شهدا، حکایت ِ بی تدبیری ِ ماست. حکایت ِ شعور ِ رسانه‌ای ماست. حکایت ِ فهم ِ حضرات ِ مسئولین از برخورد با این اتفاق‌ها و پدیده‌هاست. حکایت ِ موضوع‌شناسی و زمان شناسی ِ من و توی ِ وبلاگ نویس است که یا مشغول ِ لاس زدن توی شبکه‌های اجتماعی هستیم، یا بعد از آروغ ِ شبانه‌مان، روشن فکرمآبانه دست به قلم می‌بریم و روایت ِ فوکووار و دریداوار و غیره مان را از زندگی ِ شهری و مشکلات ِ سیاسی و حزبی می‌نویسیم و آب و تاب می‌دهیم و می‌فرستیم روی ِ وبلاگ‌مان و منتظر می‌شویم به به و چه چه ِ دیگران را بشنویم. گاه هم دست به قلم می‌بریم و دیگران را نجس العین و زنازاده و حرام خوار و ضد نظام و غیره می‌کنیم و عکس ِ لب گرفتن‌مان را از فلان نماد ِ جنگ می‌زنیم صفحه‌ی اول ِ وبلاگ‌مان و دیگران را پهن هم فرض نمی‌کنیم.(این جا) [...]


حاج محمد . ۰۳ آبان ۱۳۸۹

به شدت مخالفم با طرد کردن حسین قدیانی.
قلم و نگاه حسین قدیانی باید تعدیل شه.
مخصوصا با صحبت ۳۰-۴۰ دقیقه ای که باهاش توی نمایشگاه رسانه های دیجیتال داشتم، مطئنم تعدیل شدنی هست.
اگر دوستان و خودش بخواهند.

میثم رمضانعلی: ما هم مخالفیم. ما اصلا با طرد کردن مخالفیم. جذب ِ حداکثری. این هم که شما می گی قابل اصلاح هست، بعله خب. قابل ِ اصلاحه. الآن هم بهتر شده وضعیت ش نسبت به اون موقعی که این نقد رو نوشتم. اما گندکاری‌هایی که کرده شاید به همین راحتی‌ها قابل جبران نباشه


حاج محمد . ۰۳ آبان ۱۳۸۹

پ.ن : شما رو در نمایشگاه رسانه های دیجیتال زیارت کردم. به جا نیاوردم . تازه شناختمتون :) / موید باشی برادر.

میثم رمضانعلی: مخلصیم آقا


هـابـیـل » «آیا خون حسین قدیانی از دیگران رنگین‌تر است!؟» . ۲۲ آذر ۱۳۸۹

[...] ِ چند ماه ِ پیش وب‌لاگستان، بخشی از لینک‌ها را در این‌جا می‌توانید بیابید) آن بار اما قدیانی، نه یک بار و نه در [...]


الف.ع . ۰۱ دی ۱۳۸۹

بسم رب الحسین

“میثم رمضانعلی: تهمت زدن کار ِ خیلی ساده‌ای هست. انتساب ِ بنده به قالی‌باف و مسائلی مثل ِ این چیزی نیست که بتونید اثبات‌ش کنید. معذرت خواهی کنید وگرنه در پیش‌گاه ِ الهی مسئولید و … ”

اخوی مثل اینکه شما از تهمت زدن بدت میاد …

“میثم رمضانعلی: یعنی مراکز ِ رسمی ای که قدیانی رو ساپورت کردن و می کنن و یه سری آدم رو برای کامنت گذاری و ترویج قدیانی سر ِ کار گذاشتند و پول به شون می دن، هیچ وقت از منتقدان قدیانی حمایت نمی کنه.” …

حواست باشه،تهمت جزء کبائر،نه فقط برای اونها که به شما تهمت بزنند،برای همه …

میثم رمضانعلی: ثابت کردن این‌ها خیلی کار ساده‌ای‌ست اتفاقا. یعنی خیلی هم لازم به اثبات نیست. عیان‌تر از این حرف‌هاست


الف.ع . ۰۲ دی ۱۳۸۹

ر.ن:
“میثم رمضانعلی: ثابت کردن این‌ها خیلی کار ساده‌ای‌ست اتفاقا. یعنی خیلی هم لازم به اثبات نیست. عیان‌تر از این حرف‌هاست”

مثل اینکه تهمت زدن ساده تره اخوی! اذیت نکن خودتو!
………………………………………..
راستی صحبتهای حضرت امام(ره) در مورد ملعون صدام رو شنیدی؟ … اصطلاحات حضرت امام در مورد اون خیلی زننده است،امام بی ادب بود دیگه، نه؟!! مخصوصا اگر صحبتهاشو کات کنی که خیلی بدتر …

میثم رمضانعلی: امام هم هم‌سنگر‌هاش رو زنازاده و حرام‌خور و این‌ها خطاب می‌کرد و … ؟! تئوریزه کردن بی‌ادبی‌تان را عشق است


الف.ع . ۰۳ دی ۱۳۸۹

“میثم رمضانعلی: امام هم هم‌سنگر‌هاش رو زنازاده و حرام‌خور و این‌ها خطاب می‌کرد و … ؟! تئوریزه کردن بی‌ادبی‌تان را عشق است”

شانتاژ ممنوع! و نیز تهمت!

میثم رمضانعلی: یه نموره متن‌های آقای قدیانی رو خونده باشید مخصوصا اون دو سه تای خاص رو می‌فهمید تهمتی نبوده و شانتاژی نیست. در هر حال، خسته نباشید


الف.ع . ۰۳ دی ۱۳۸۹

راستی! نکته کنکوری!
اخوی اگر تعداد کلاغها یکیست حداقل مرام بسیجی داشته باش و بیشترش نکن …


هـابـیـل » ما و مسئله‌ی اکبرگنجی‌های بچه ارزشی‌ها . ۱۳ اسفند ۱۳۸۹

[...] قدیانی، بی‌ادبی و مرزبندی با بی‌ادب‌ها [...]